الشيخ محمد جواد الخراساني
218
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
باز ستانند ( حذيفه گفت : پس ايشان را تعقيب كنند و همه را بكشند كه يك نفر راى خبرگزارى از دست ايشان نگريزد ) . و اما لشكرى كه به سوى مكّه و مدينه فرستد ، دوازده هزار از سواران متوجه مكّه شوند ، امير ايشان مردى است از بنى اميّه كه او را خزيمة گويند ، چشم چپ او مطموس است ( خشكيده و چسبيده به هم يا كور و نابيناست ) بر چشم او طفرهء غليظى است ( يك پلك او به بالا جسته يا تخم چشمش بيرون جسته ) مردان را مثله مىكند ، گوش و بينى و دست مىبرد ، رايت او به هرجا حمله كند برنمىگردد ، مىآيد تا وارد مدينه شود ( حذيفه گفت : سه روز و سه شب غارت كنند ) در خانهاى كه او را خانه ابو الحسن اموى گويند ، اميرشان نازل شود ، پس عدهاى از زنان و مردان ( آل محمّد ) را در آن خانه حبس كند . ( در « ملاحم و فتن » : شمشير را در قريش مىگذارد و از ايشان مىكشد و دو خواهر و برادر را كه نامشان على و فاطمه است مىكشد و بر در مسجد به دار مىزند ) قبل از ورود ايشان مهدى عليه السّلام و وزيرش منصور در مدينه باشند و چون لشكر ايشان وارد مدينه شود ، آن حضرت با وزيرش به سمت مكّه فرار كنند ، پس آن لشكر به عقب ايشان به سوى مكّه متوجه شوند ، چون به بيابان سفيد كه او را بيداء گويند برسند ، همه لشكر يك مرتبه خسف شوند ، نماند از ايشان مگر دو برادر يا سه نفر براى خبرگزارى كه صورتهاشان به پشت برمىگردد ، پس يكى به مكّه آيد و به امام عليه السّلام خبر دهد درحالىكه صورت او برگشته باشد . بقيه شرح در كيفيت ظهور . حدود تعدى و تجاوز سفيانى بعد از شامات ، عراق است و از حجاز خصوص مدينه و چون بيشتر همّ او كشتن شيعه است ، لهذا فرمودند : در وقت خروج او در مدينه و در عراق نمانيد ، فقط مردان از او رو پنهان كنند و يا از شط فرات عبور كنند ، حتى در سواد كوفه و قراء آن نباشند و اما زنان پس بر ايشان باكى نيست ، اگرچه نبودنشان بهتر و از اسارت مختصر هم محفوظند و اما مكه محل اجتماع است ، در آنجا يأسى نيست و از